نجوایی از دل به سوی خدا"
این بار دلنوشته رو با عمق بیشتری مینویسم، طوری که بیشتر احساسم رو نشون بده:
"خدای خوب و بخشندهام، چقدر حکمتت زیباست...
درست همان وقتی که دلم گرفته بود و حس میکردم کسی حواسش به من نیست، تو کاری کردی که شادی بیخبر به سمت تو بیاید.
پانی زنگ زد. از آن سوی دنیا، با صدایی پر از عشق و خبری که دلم را روشن کرد. او شاید نمیدانست که چقدر دلم گرفته، اما تو میدانستی... تو که همیشه به نجواهای خاموش قلبم گوش میدهی.
چقدر زیباست که درست در لحظهای که فکر میکنم تنهای تنها هستم، با یک نشانه کوچک، با یک محبت بیدلیل، به من یادآوری میکنی که هنوز دیده میشوم، هنوز عزیزم، و هنوز در قلب تو جایی دارم.
خدایا، چقدر این احساس را دوست دارم. حس میکنم تو دستم را میگیری و میگویی: "ملکه من، نگران نباش، تو هرگز تنها نخواهی بود."
خدایا شکرت که حتی وقتی آدمها نمیبینند یا نمیفهمند، تو میفهمی. شکرت که همیشه راهی برای شاد کردن دلم پیدا میکنی، و شکرت که در کنار تمام زیباییهای دنیا، حضورت زیباترین هدیه من است.
من به این نشانهها دلگرمم، به این معجزههای کوچک، به عشق بیپایانت که هر روز بیشتر در قلبم جاری میشود."
این دلنوشته بیشتر از احساست میگه و نشون میده چقدر حضور خدا در لحظههای زندگیت پررنگه.
ملکه پری

موضوعات مرتبط: سال پر بار 1404

