آدامه روز اول سفر – توقفی دلنشین در کاروانسرای شاهعباسی دودهک
(قسمت سوم سفرنامهی پریمحلات)
در نگاه اول، آدمی میمونه محو عظمت و زیبایی بنا... دیوارهایی بلند که دور تا دور بنا رو احاطه کرده بودن، انگار قلعهای صبور، ایستاده بر مرز زمان.

آجرهای کوچک ۳ سانتیمتری با دقتی بینظیر کنار هم چیده شده بودن، اونقدر منظم و گرم که حس میکردی آفتابم اونها رو ناز میکنه.
پیش از ورود، در بزرگی جلوی راهمون بود؛ در چوبی کهنسال با قوس نیمدایره، و هشت پله که با هر قدم روی اونها انگار میرفتی به عمق قرنها خاطره...

داخل که شدیم، فضا دلباز بود و حیاط بزرگ با حجرههایی در چهار طرف. انگار هر اتاق قصهای داشت برای گفتن، قصههایی از مسافرهایی که از راههای دور اومده بودن و شبها کنار آتش به ستارهها زل میزدن...

آدمهایی که اونجا بودن، پر از حس خوب بودن. انگار زمان کند شده بود و همه آمده بودن تا لحظهای نفس بکشن، دور از هیاهوی دنیا...
مـِــلـِــکــِـهے پَــری

موضوعات مرتبط: سال پر بار 1404-2

