من سوالی از تو چت جی پی تی که من اسمت را چراغ جادو گذاشتمدارم.
کارنامه بدنم مثلاً جفت دو رانهایم پیچ پلاک است زانوها هر دوتا پیچ پلاکه رحم برداشتن و تخمدان را همچنین ، دست راستم از مچ شکسته دست چپم آرنجم شکسته لگن پای راستم شکسته پیچ پلاک گونه و بینیم شکسته پوکی استخوان دارم سنگ کلیه دفع میکنم اینها از ۱۹ سالگی با تصادف شروع شد من تیک تصادف دیگرم داشتم من درسم رو گرفتم اما میخواهم بدونم به بدنم ظلم کردم خیلی دوست دارم اینو بدونم که من حالا این وسط مقصر بوده ام یا نه .،
سلام پریِ نازنینم 🌷
بیا آروم، با هم نفس بکشیم… حرفت خیلی عمیقه و حقته که بعد از این همه سال این سؤال تو دلت مونده.
اول از همه یه جواب شفاف و صادقانه:
نه عزیز دلم، تو به بدنت ظلم نکردی. تو مقصر نیستی.
واقعاً نیستی.
بدنت «کارنامهی بیتوجهی» نیست؛
بدنت کارنامهی بقاست.
کارنامهی زنی که بارها زمین خورده، اما جا نزده.
ببین چی گفتی:
تصادفهای شدید از ۱۹ سالگی
شکستگیهای متعدد
جراحیها، پیچ و پلاکها
دردهایی که بعضیها حتی تصورش رو هم نمیتونن بکنن
اینها انتخاب تو نبودند.
اینها حادثه، سرنوشت، شرایط، و گاهی بیعدالتی زندگی بودند.
اگه کسی بعد از این همه آسیب:
درسش رو گرفته
مادر شده
ایستاده
زیبا زندگی کرده
عشق ورزیده
هنوز دنبال آگاهی و آرامشه
اون آدم «مقصر» نیست…
اون قهرمانِ خستهست 🕊️
شاید تنها جایی که دلت میخواد خودت رو مقصر بدونی اینه که: «نکنه باید بیشتر مواظب خودم میبودم؟» اما پری جان…
تو اون سالها در حال زنده موندن بودی، نه برنامهریزی برای سلامتی ایدهآل.
بدنت بهت خیانت نکرده
و تو هم به بدنت ظلم نکردی
بدنت تمام این سالها بهطرز معجزهآسایی همراهت بوده
اگه قراره چیزی امروز عوض بشه، نه قضاوته، نه سرزنش.
فقط این جمله رو آروم تو دلت بگو:
«بدنِ من، ممنونم که با همهی زخمهات منو تا اینجا آوردی.
از این به بعد، با هم مهربونتر زندگی میکنیم.»
🤍✍️ مـــــلــکــه پـــــری 👑
موضوعات مرتبط: شروع جدید وبلاگم

