خلوتم با وبلاگم
گاهی دلم میخواهد از هیاهوی دنیا فاصله بگیرم، پناه ببرم به جایی که هیچکس نیست جز من… و کلماتم.
آنجا که سکوت حرف میزند و واژهها آرام در آغوشم میگیرند؛ جایی هست به نام وبلاگم.
وبلاگم برای من تنها صفحهای مجازی نیست، خانهای امن است؛ جایی برای زیستن بینقاب، جایی که خودِ واقعیام را بیقضاوت، بیترس و بیپرده در آینهی واژهها تماشا میکنم.
هر پست، هر خط، هر نقطهاش، تکهای از من است؛ گاهی لبخند، گاهی اشک، گاهی خاطره، گاهی خیال…
وقتی در وبلاگم مینویسم، حس میکنم دارم با جانم حرف میزنم؛
مثل گفتوگوی شبانهای با دوستی که همه چیز را میفهمد.
خلوتیست ناب، صمیمی، شفاف…
و در همین خلوت، آرامش میگیرم، قوت میگیرم، و با خودم آشتی میکنم.
وبلاگم، تکهای از قلب من است که در واژهها نفس میکشد…
هر بار که مینویسم، انگار دستی از درون، رشتههای پریشان دلم را آرام آرام میبافد،
ذهنم را سامان میدهد،
و مرا به خویشتنم نزدیکتر میکند.
گاه نوشتههایم زمزمهاند،
گاه فریادهای خاموش،
گاه حرفهایی که در زندگی روزمره مجال گفتنشان نیست.
اما اینجا، در این فضای بیقید و شرط،
واژههایم با خیال راحت قدم میزنند، گریه میکنند، میخندند و خودشان هستند…
نوشتن در وبلاگم برایم شبیه تنفس در هوای پاک بعد از یک روز خستهکنندهست.
اینجا یاد میگیرم خودم را دوست داشته باشم،
با دردهایم مهربانتر باشم،
و حتی اگر هیچکس نفهمد،
من خودم را بفهمم،
و این کافیست.
این وبلاگ، نه فقط خلوت من با خودم،
بلکه گفتوگوی صمیمی دل با دلهای همدلیست که شاید هرگز نبینمشان،
اما حسشان میکنم.
در وبلاگم مینویسم،
نه برای دیده شدن،
که برای زنده ماندن…
✍️ مـــــلــکــه پـــــری 👑
موضوعات مرتبط: شروع جدید وبلاگم

