
سلام
روز های قرنطینه برای خودش روزهای خاص خودشه و باید باهاش کنار بیای اگر کنار نیایی اذیت میشوی مثل بعضی روزا خیلی کلافه بودم بعضی آرام بودم دست خودم نبود .
امروز دوازدهمین روز قرنطینه است دیشب اصلا خوب نخوابیدن تا ساعت ۴ صبح بیدار بودم ساعت نه و نیم بلند شدن و بلاگفا شروع به کار کردم امروز کلاس زبان داشتم

غذا قرار بود برام استیک بیارند سشوار کشیدن و غذا خوردم داشتم کتاب می خواندم زنگ زدند.
یک نفر آمد با لباس کرونایی دم در به من گفت لطفا اماده شو برای ازمایش باید بروید طبقه 18.
پاسپورت و 60 رینگت با خودت بیار خودت بیار برای آزمایش کرونا من گفتم با دخترم تماس بگیرم که بتونم بیام پگاه با مامور حرف زد من با ان اقا رفتیم طبقه 18.
باز منو بردن از پشت نمیدونم آشپزخانه بودکجا بود بردند داخل یک سالن وارد طبقه هجدهم شدم عجیبیه صندلی بود و دوتا خانم که سر تا پا تو کفش و لباس کرونایی با کلاه و شیلد اونجا شماره اتاق من واسمم را پرسید و کف دستم باز کردن یه کاغذ مستطیل گذاشتن کف دستم و گفت من از اینجا برو اون دوتا خانم پشت میز نشسته بودند و بعد فکر می کردم که بازم از اون که توی بینی می کنند است ولی دیدم نه آمپول باز کردن خیالم راحت شد که آزمایش خونه دیگه من نگاه نکردم بعد آزمایش گرفتن به من من گفتند که باید به سالن بعدی می رفتمم انجا پاسپورتم را خواستند و مبلغ 60 رینگت .
بابت آزمایش و کاغذی به من دادند گفت فردا خبر میدهیم که ازمایش منفی و یا مثبت است بعد دوباره اومدم از من سوال کدام طبقه اتاق شماست گفتم نمیدونم اصلا نمیدونستم کدام طبقه اتاقم به خاطر اینکه من ۱۵ روز فقط همین تو بودم از در اتاق بیرون نرفتم تو اتاقم ۱۷۲۶ بعد اوردنم آوردمدم اتاق خودم بعد رفتند
موضوعات مرتبط: قرنطینه مالزی

