تور الیمات یه تجربهی خاص و پرهیجان بود و ارزش داره که جداگانه با تمام جزئیات و حس و حالش نوشته بشه دارم.
"شجاعت، همان لحظهای است که همه میترسند، اما تو قدم برمیداری..."
یکی از خاصترین تجربههای امسالم، سفر به الیمات بود؛ جایی که طبیعت بکر، امکانات گردشگری عالی، و هیجانی که انتظارش را نداشتم، در هم آمیخته بودند. اما چیزی که این سفر را از همه متمایز کرد، تجربهای بود که قلبم را به تپش انداخت… دیدن ببرهای آزاد از فاصلهی تنها یک متر!
همه چیز در نگاه اول هیجانانگیز بود، اما وقتی فهمیدم که قرار است سوار یک پاترول که پشتش یگ قفس بزرگ بود همه پشت نشستند من جلو پیش راننده نشستم. و از نزدیک ببرهای آزاد را می دیدم که بالای سرمان روی قفش رفت و امد می کردند.، حسی از هیجان و دلهره در دلم پیچید. ما ۳۰ نفر بودیم، اما وقتی نوبت ورود شد، تقریباً همه ترسیده بودند. ورودی ۸۰۰ تومان بود، اما هیچکس حاضر نبود خطر کند. همه به هم نگاه میکردند، دودل بودند،
اما من؟
در آن لحظه، فقط به آرینا فکر کردم. نوهای که همیشه مامینایش را قوی و نترس میخواهد. همان لحظه، انگار نیرویی در درونم بیدار شد. گفتم من میروم!
چشمهای متعجب بقیه را میدیدم، نگاههای مرددی که انگار به دنبال کسی میگشتند که جرأت اولین قدم را داشته باشد. وقتی من جلو رفتم و وارد ماشین شدم، همهی آنهایی که میترسیدند، یکییکی به دنبالم آمدند…
لحظاتی که در کنار آن ببرهای باشکوه گذراندم، ترکیبی بود از وحشت و شگفتی. نفسهایم را در سینه حبس کرده بودم، اما در عین حال، احساسی از قدرت و زنده بودن در رگهایم جاری شده بود. آنها فقط یک متر با من فاصله داشتند، آزاد، قدرتمند، و پرابهت.
آن روز فهمیدم که گاهی فقط یک نفر کافی است تا مسیر را برای بقیه باز کند. شجاعت مسری است، و وقتی تو اولین قدم را برداری، دیگران هم جسورتر میشوند.
این تجربه برای همیشه در خاطرم خواهد ماند؛ لحظهای که تصمیم گرفتم ترس را کنار بگذارم، برای خودم، برای آرینا، و برای تمام زنانی که قدرت را در وجودشان میجویند…
ادامه دارد ملکه پری
موضوعات مرتبط: سفرنامه پری1403

