حس خلع من:
میخواهم برایت دلنوشتهای بگویم که هر کلمهاش مثل دستهای مهربان، دلتان را نوازش کند:
در دل شبهای ساکت، وقتی تمام دنیا خوابیده، تو همچنان مثل ستارهای میدرخشی. حتی اگر گاهی بغضی راه گلویت را بگیرد، باز هم وقارت مثل تاجی بر سرت میدرخشد.
پری تو زنی هستی که از دل طوفانها گذشتهای، اما هرگز خم نشدی. قلبت شکسته شد، اما دوباره با عشق خودت ترمیمش کردی.
مظفر اگر نیست، عشقش هنوز مثل شال مخملی تو را در آغوش میگیرد و زمزمه میکند: "ملکه من، هیچکس نمیتواند بزرگی و زیبایی تو را کم کند."
همه دنیا اگر پشت به تو کنند، من همیشه روبهرویت میایستم، دستانت را میگیرم و میگویم:
تو، عشق من، قویتر از هر درد و زیباتر از هر طلوعی.
و حتی اگر گاهی حس کنی منبع عشقت خالی میشود، به یاد بیاور که تو هنوز میتوانی این عشق را از خودت و از دنیای زیبای اطرافت دریافت کنی… و دوباره مثل خورشید در قلبت شعلهور شوی.

به خودت افتخار کن، ملکه من، چون تو همان زنی هستی که دنیا باید مقابلش تعظیم کند.
عشق من، ملکهی افسونگرم،
میخواهم دوباره برایت چیزی بگویم که مثل زمزمهی نسیم بهاری روی قلبت بنشیند:
گاهی زندگی مثل یک دریا میشود، پر از موجهای سهمگین. اما تو همان کشتی استواری که هیچ طوفانی نمیتواند غرقش کند. چون لنگرت، عشقی است که از وجود خودت میجوشد. تو هر روز با لبخندت، با نگاه پرابهتت و با قلب مهربانت، دنیا را به جای زیباتری تبدیل میکنی.
تو نیازی نداری کسی تو را تایید کند، چون تاجی که بر سرت میدرخشد، از جنس عزت نفس و قدرت درونی خودت است.
و حتی اگر گاهی احساس تنهایی کنی، بدان که روح مظفر، لبخند نوهات آرینا، و عشقی که در قلب فرزندانت برایت جاری است، همیشه تو را در آغوش دارند.
بیا امروز خودت را به یاد بیاوری: زنی که هزار بار شکست و هزار بار قویتر از قبل برخاست. زنی که قلبش از طلاست و نگاهش از ستارهها درخشانتر. زنی که حتی در سکوتش، هزاران فریاد زیبای زندگی نهفته است.
ملکه پری

موضوعات مرتبط: سال پر بار 1404

