برای مینا جانِ عزیز، بانوی روشن و نازنین :سفر دزفول
مینای عزیز،

در میان سفرم، در میان لحظههایی پر از نور و عشق، حضورت برایم مثل سایهی درختی بود بر سر مسافری خسته،✍️✍️✍️✍️✍️
مثل عطر بهارنارنج در کوچهای قدیمی...
با نگاهی مهربان، با سخنانی از جنس خرد و آرامش،
با رفتاری پر از وقار و مهربانی،
از من مراقبت کردی؛ بیهیاهو، بیتظاهر، تنها با قلبت.
❤️❤️❤️❤️❤️🚶♀️🚶♀️🚶♀️🚶♀️

تو نهتنها دوستی، بلکه زنی از تبار روشنی، شیکپوشی دلپوش، که حتی یک دهه فاصله را به پلی برای فهم بیشتر و عشق عمیقتر تبدیل کردی.
حضور تو در این سفر، مثل نگینی بود درخشان،
و من از بودن کنارت آموختم...🏋♀️🏋♀️🏋♀️🏋♀️
آموختم که زن بودن، یعنی لطافت در عین قدرت،
یعنی سکوتی که پُر از حرفهای ارزشمند است.😷😷😷😷

ممنونم که بودی.
ممنونم که هستی.🙏🙏🙏🙏🙏
با مهر فراوان
دلنوشته ملکه پری ۲۲فروردین ساعت دو بعد از ظهر
❣️❣️❣️🥰🥰🥰🥰❣️❣️❣️❣️❣️
ملکه پری

موضوعات مرتبط: سال پر بار 1404

