کائنات

وبلاگ من در مورد سفر نامه و زندگینامه خودم و همسرم

۱. طلوعی بر فراز تاریخ | آغاز سفر به محلات-4

پری
کائنات وبلاگ من در مورد سفر نامه و زندگینامه خودم و همسرم

۱. طلوعی بر فراز تاریخ | آغاز سفر به محلات-4

(قسمت چهارم سفرنامه‌ی پری‌محلات)
🚐 کودک درون، روشن!

رفتیم که با بچه‌ها سوار ماشین بشیم. از ذوق و شوق، زودتر از همه رسیدیم!


تو ماشین، من و سیمین افتاده بودیم به بازی‌های بچگی...
کودک درونم حسابی بیدار شده بود. هیچ‌کس نبود، به سیمین گفتم:
«بدو برو بشین پشت فرمون!»

آو هم انگار منتظر همین بودم! رفت نشست، کمربند خیالی رو بست، فرمون رو گرفتم، یه نگاه جدی به جاده خیالی انداخت. سیمین شد راننده اصلی، منم خبرنگار شیطونِ صحنه! 😄

🎤 ـ خانم راننده، حال و هوای امروز چطوره؟
🚍 ـ پری‌جون، امروز قراره یه سفر هیجان‌انگیز داشته باشیم، مقصد: شادی محض!

فرمون رو با ذوق چرخوند، ماشین خیالی‌مون ویژ ویژ صدا می‌داد! یه‌هو ترمز دستی رو کشید، با یه جیغ کوچولو و یه خنده بلند، دوتایی غرق شادی شدیم...

ما داشتیم بزرگ‌ترین ماجراجویی کودکانه‌مون رو تو یه اتوبوس خاموش، با دل‌های روشن، زندگی می‌کردیم...
برای خودمان و کودک درونمان لحظه خاصی را خلق کردیم.
و چه دلنشینه وقتی می‌فهمی هنوزم کودک درونت بلده بخنده، بازی کنه و از لحظه لذت ببره... 🌈💫


هر دو روی صندلی نشستیم و با هم فیلم را نگاه کردیم و قهقه زدیم .

مـِــلـِــکــِـه‌ے پَــری


موضوعات مرتبط: سال  پر بار 1404-2

تاريخ : یکشنبه هجدهم خرداد ۱۴۰۴ | 19:21 | نویسنده : پری |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.