کائنات

وبلاگ من در مورد سفر نامه و زندگینامه خودم و همسرم

(قسمت چهاردهم  سفرنامه‌ی پری‌محلات)

پری
کائنات وبلاگ من در مورد سفر نامه و زندگینامه خودم و همسرم

(قسمت چهاردهم  سفرنامه‌ی پری‌محلات)

(قسمت چهاردهم سفرنامه‌ی پری‌محلات)

شکوه و جلال این آثار باستانی مرا محو تماشای خود کرده بود. ستون‌های خاموش، دیوارهای فروریخته و سنگ‌های کهن، چیزی بیشتر از فقط بقایای یک بنا بودند… آن‌ها نجواهای زمان بودند.

با نگاهی پر از حسرت، به رد پای انسان‌هایی فکر می‌کردم که قرن‌ها پیش، در همین جا زندگی کرده‌اند، نفس کشیده‌اند، دعا کرده‌اند، شاید عاشق شده‌اند…

باد ملایمی که روی صورتم می‌وزید، انگار دست مهربان تاریخ بود که مرا به درون خاطراتش می‌کشید. میان آن سنگ‌ها، حس می‌کردم تنها نیستم. گویی روح زمان، آرام آرام کنارم راه می‌رفت.

در سکوت آن لحظه، دلم پر شد از شوق، اندوه، و احترامی عمیق برای هر آن‌چه بود و دیگر نیست… اما هنوز با تمام قدرت در دل خاک، ایستاده است.

مـِــلـِــکــِـه‌ے پَــری –


موضوعات مرتبط: سال  پر بار 1404-2

تاريخ : پنجشنبه بیست و دوم خرداد ۱۴۰۴ | 11:32 | نویسنده : پری |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.