کائنات

وبلاگ من در مورد سفر نامه و زندگینامه خودم و همسرم

؛ نگین فیروزه‌ای  دریاچه ایوانآپیزود چهاردهم:الموت

پری
کائنات وبلاگ من در مورد سفر نامه و زندگینامه خودم و همسرم

؛ نگین فیروزه‌ای  دریاچه ایوانآپیزود چهاردهم:الموت


پس از گشت‌وگذار در منطقه الموت، راهی دریاچه اوان شدیم؛ نگین فیروزه‌ای این سرزمین زیبا.

پیش از آن‌که به اوان برسیم، حدود سه ساعت در جاده‌ای پرپیچ‌وخم و سرشار از مناظر چشم‌نواز حرکت کردیم. هرچه پیش‌تر می‌رفتیم، طبیعت چهره‌ای تازه‌تر و زیباتر از خود نشان می‌داد.

دریاچه اوان در میان کوه‌های سرسبز الموت آرام گرفته است؛ دریاچه‌ای که مردم محلی آن را «نگین الموت» می‌نامند. آب زلال و شفاف آن از چشمه‌های زیرزمینی و بارش‌های آسمانی تغذیه می‌شود و همین زلالی، جلوه‌ای جادویی به آن بخشیده است.

وقتی به آنجا رسیدیم، لحظه‌ای بی‌اختیار ایستادم. روبه‌رویم صخره‌های بلند و باشکوه قرار داشتند و در کنارشان آبی آرام و درخشان که گویی از دل زمین می‌جوشید. نسیم خنک کوهستان صورتم را نوازش می‌کرد و سکوت دلنشین طبیعت در جانم می‌نشست.

مدتی طولانی فقط نگاه کردم. به عظمت کوه‌ها، به زلالی آب و به هنرمندی خداوندی که چنین شاهکاری را آفریده است. در آن لحظات هیچ نیازی به سخن گفتن نبود؛ طبیعت خودش با زبان زیبایی با ما حرف می‌زد.

حدود یک ساعت کنار دریاچه ماندیم. هرکس گوشه‌ای نشسته بود و به شکلی از آرامش آن بهره می‌برد. بعضی عکس می‌گرفتند، بعضی قدم می‌زدند و بعضی فقط به آب خیره شده بودند.

ساعت شش بعدازظهر بود که با دلی سرشار از آرامش و ذهنی پر از تصاویر ماندگار، راه بازگشت به قزوین را در پیش گرفتیم. اوان برای من فقط یک دریاچه نبود؛ لحظه‌ای بود برای دیدن عظمت آفرینش و سپاسگزاری از زیبایی‌هایی که خداوند در این سرزمین به ودیعه گذاشته است.

✍️ مـــــلــکــه پـــــری 👑


موضوعات مرتبط: سفرهای1405

تاريخ : پنجشنبه یازدهم تیر ۱۴۰۵ | 16:56 | نویسنده : پری |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.