کائنات

وبلاگ من در مورد سفر نامه و زندگینامه خودم و همسرم

با دوستان سفر قزوین و الموت

پری
کائنات وبلاگ من در مورد سفر نامه و زندگینامه خودم و همسرم

با دوستان سفر قزوین و الموت

سلام دوستان عزیزم؛ فریبا، مهرگان، فرزانه، رویا و فرشته جان

سه روز پرماجرا، پرچالش و در عین حال پر از خنده، دوستی و همراهی را در کنار شما سپری کردم. می‌دانم که همه ما خسته شدیم و گاهی مسیرها سخت‌تر از آن چیزی بود که تصور می‌کردیم، اما امروز که به عقب نگاه می‌کنم، می‌بینم ارزشش را داشت.

امیدوارم انرژی طبیعت، شکوه دره‌ها، صدای رودها و عظمت کوه‌ها در تمام وجودمان جاری شده باشد و خستگی این روزها خیلی زود از تنمان بیرون برود.

وقتی به بالای قلعه رسیدیم، حتی فرشته عزیز با وجود سردردش هم تسلیم نشد و همراه ما مسیر را ادامه داد. راستش را بخواهید، خودم هم فکر نمی‌کردم بتوانم چنین سفری را تا پایان طی کنم.

اما یکی از زیباترین لحظه‌های این سفر برای من زمانی بود که به سختی از کوه پایین می‌آمدم و دستان پرمهر فرشته عزیز در دستانم بود. در آن لحظه با خودم گفتم: «چقدر نامش برازنده اوست؛ فرشته‌ای مهربان.» حضور و محبتش دلگرمی بزرگی برای من بود و این مهربانی را هرگز فراموش نخواهم کرد.

هر روز چالشی تازه پیش رویمان بود، اما با همراهی یکدیگر از پس همه آنها برآمدیم. شاید گاهی خسته شدیم و تحت فشار بودیم، اما امروز برای من چیزی جز خاطراتی ارزشمند، لبخندهای مشترک و حس زیبای رفاقت باقی نمانده است.

از همراهی، صبوری و مهربانی تک‌تک شما سپاسگزارم. امیدوارم سال‌ها بعد هم وقتی از این سفر یاد می‌کنیم، لبخند روی لب‌هایمان بنشیند و بگوییم: «چه روزهای زیبایی را با هم ساختیم.»

با عشق و سپاس
✍️ مـــــلــکــه پـــــری 👑


موضوعات مرتبط: سفرهای1405

تاريخ : پنجشنبه یازدهم تیر ۱۴۰۵ | 17:56 | نویسنده : پری |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.