سلام عاشقان باران
باران پاییزی امروز :اشک چشم آسمان که همه چیز را تمیز و پاک میکند.

باران می بارد به برگهای درختان پری پارادایس نگاه می کنم انگار که کسی تمام برگها را دانهدانه شسته و خشک کرده .

آنقدر رنگ سبز زیبایی است که شاید من مدتی به تماشای آن با یک قهوه داغ هیچی را به خاطر نمیآورم و به افکارم اجازه نمیدهم این لحظه زیبا را خراب کنم .

باران ببار چون تو پاکی و قدم زدن زیر دانههای تو روح راپالایش می کند.

هم اکنون باران الهی طبیعت جاریست و به زمین جان می بخشد. خدایا بخاطر بارش باران و هوای پاک و تازه سپاسگزاریم .

بارانت بر همه جا جاری است و خیر و برکت را برایمان به ارمغان می آورد از تلخی هایش هم باید گفت:

آری خاطره تلخ من و باران آن شبی که روح همسرم از روح من جدا شد در ۲۲ آذر تا صبح تو باریدی و من گریه کردم تا صبح کنارم بودی و با هم گریه کردیم چون من پادشاهم را از دست داده بودم.

نمیدانم چطور توانستم تا صبح راه بروم بروم و در باغچه زیر قطره های باران قدم بگذارم چه شب عجیبی بود و خدا را شکر می کنم که در کنارم بودی و شاهدم شدی. زیبای من خیلی دوست دارم روزی با عشقم قدم بزنیم و تو بباری و من خیس شوم و از آنچه که در دل دارم با او صحبت کنیم عشق کلمه مقدس و زیبا
ملکه پری
موضوعات مرتبط: دلنوشته خودم

