کائنات

وبلاگ من در مورد سفر نامه و زندگینامه خودم و همسرم

سفر برف بازی 1

پری
کائنات وبلاگ من در مورد سفر نامه و زندگینامه خودم و همسرم

سفر برف بازی 1

امروز با گروه شادزی، روزی را تجربه کردم که تا مدت‌ها در خاطرم می‌ماند؛
روزی سفید از برف، گرم از خنده، و سرشار از انرژی زندگی.

وقتی از اتوبوس پیاده شدم، کفش‌های اسکی به پا داشتم، کت اسکی پوشیده بودم و باتوم‌ها را محکم در دست گرفته بودم. با این حال، ترس عجیبی تمام وجودم را گرفته بود. می‌دانی چرا؟ چون همیشه از سر خوردن می‌ترسیدم.
برف تا زانو می‌رسید و همه جا سفیدپوش شده بود. همان اول به خانم مرادی گفتم: «من داخل ماشین می‌نشینم، اینجا خیلی خطرناک است.» اما انگار آن روز قرار بود اتفاق دیگری برایم بیفتد.
کمی بعد آقایی به خانم مرادی نزدیک شد و پرسید: «این خانم چه مشکلی دارد؟» خانم مرادی هم شرایط مرا برایش توضیح داد. آقا لبخندی زد و گفت: «من دکتر ارتوپد هستم، نگران نباشید.»
تمام مسیر کنارم ماند. دستم را گرفت، کمکم کرد در برف‌ها قدم بردارم و اجازه نداد زمین بخورم. حتی برای اینکه ترسم بریزد، شروع کرد به شوخی کردن و گلوله‌های برفی به سمتم پرتاب می‌کرد. کم‌کم خنده جای ترس را گرفت و اعتمادبه‌نفسم بیشتر شد.
زیباترین بخش ماجرا اما موقع برگشتن بود؛ وقتی فهمیدم دیگر آن ترس اولیه را ندارم و توانستم بخش زیادی از مسیر را خودم برگردم. آن روز فقط یک برف‌بازی ساده نبود؛ روزی بود که فهمیدم گاهی با کمی حمایت و دلگرمی می‌توان بر ترس‌هایی غلبه کرد که سال‌ها همراه آدم بوده‌اند.


از صمیم قلب سپاسگزارم از لیدر توانمند و مهربان، خانم مرادی عزیز
و از همه همراهان نازنینی که با لطف، توجه و همدلی‌شان حال دلم را خوب‌تر کردند
در کنار شما فقط برف‌بازی نکردم،
بلکه شادی را زندگی کردم،
سبکی را نفس کشیدم
و فهمیدم چقدر بودن در جمعی امن و پرمهر می‌تواند آدم را سرحال بیاورد.
سپاس برای این روز زیبا،
برای انرژی ناب‌تان،
و برای خاطره‌ای که در دل من جا گذاشتید .
دلنوشته پری ۱۲ دی ۱۰ شب ۱۴۰۴

✍️ مـــــلــکــه پـــــری 👑


موضوعات مرتبط: سفرهای1405

تاريخ : سه شنبه نهم تیر ۱۴۰۵ | 19:28 | نویسنده : پری |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.