کائنات

وبلاگ من در مورد سفر نامه و زندگینامه خودم و همسرم

سفری به بهشت گمشده؛ کجور و کندلوس 1

پری
کائنات وبلاگ من در مورد سفر نامه و زندگینامه خودم و همسرم

سفری به بهشت گمشده؛ کجور و کندلوس 1

سفر کجور[ قسمت اول]
«قصه‌ی قدم‌های خسته و دلِ بیدار»
شروع سفرم برایم حال و هوای خاصی داشت.
ساعت موبایلم را روی ۴ صبح آلارم گذاشته بودم. با صدای آرام آلارم بیدار شدم، چای خوردم و کم‌کم آماده سفر شدم. هوای صبح هنوز بوی سکوت و آرامش داشت.
ساعت ۵، مسی با همسرش و سوسن آمد دنبالم، اما در بین راه خانم مرادی، لیدر تور، زنگ زد و گفت :ماشین خراب شده و سفر حدود یک ساعت عقب افتاده است. ما هم برگشتیم خانه مسی و آن یک ساعت را تخته‌بازی کردیم و خندیدیم تا زمان بگذرد.
ساعت ۶:۱۵ همراه همسر مسی و سوسن به طرف محل حرکت ماشین رفتیم. وقتی رسیدیم، جاهایمان رزرو شده بود. نشستیم و بالاخره سفر آغاز شد؛ سفری به سمت کجور زیبا.
جاده فوق‌العاده قشنگ بود. از مسیر محمودآباد، چالوس و نوشهر گذشتیم و هر لحظه طبیعت زیباتر می‌شد. در چالوس، داخل پارکی زیبا به نام «نگین پارک» توقف کردیم. خانم مرادی با سلیقه همیشگی‌اش بساط صبحانه را چیده بود؛ نان تازه، پنیر، سبزی خوردن، خیار و گوجه، میوه و سالاد الویه شادزی همه چیز با دیزاینی قشنگ و دلنشین روی میز و سفره قرمز دیزاین کرد .
باد خنک بهاری صورتمان را نوازش می‌کرد و لابه‌لای درخت‌ها می‌پیچید. صبحانه در آن هوای تازه، طعم دیگری داشت. بعد از آن، با انرژی و حال خوب دوباره سوار شدیم و عازم ادامه سفر شدیم...
✍️ 𓆩ملـــــــکه پــــــــری𓆪 👑


موضوعات مرتبط: سفرهای1405

تاريخ : سه شنبه نهم تیر ۱۴۰۵ | 21:46 | نویسنده : پری |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.