کائنات

وبلاگ من در مورد سفر نامه و زندگینامه خودم و همسرم

آپیزود دوم: قزوین گردی[دیدار با کلیسای ناقوس]

پری
کائنات وبلاگ من در مورد سفر نامه و زندگینامه خودم و همسرم

آپیزود دوم: قزوین گردی[دیدار با کلیسای ناقوس]


[دیدار با کلیسای ناقوس]
پس از صرف صبحانه‌ای دل‌چسب در پارک فدک قزوین، همراه با لیدرهای عزیز تور راهی یکی از خاص‌ترین جاذبه‌های تاریخی شهر قزوین شدیم؛ کلیسای کانتور، که بسیاری آن را با نام «کلیسای ناقوس» می‌شناسند.
از همان لحظه‌ای که به محوطه کلیسا وارد شدم، حس کردم به گوشه‌ای از تاریخ قدم گذاشته‌ام. ساختمانی کوچک با آجرهای صورتی‌رنگ که در میان بناهای اطراف، ظاهری متفاوت و دلنشین داشت. این کلیسا که به عنوان کوچک‌ترین کلیسای ایران شناخته می‌شود، با وجود گذشت سال‌ها همچنان استوار و دست‌نخورده باقی مانده است؛ گویی زمان در آنجا کمی آرام‌تر حرکت می‌کند.
معماری ساده اما چشم‌نواز آن، مرا مجذوب خود کرد. پنجره‌های کوچک و دیوارهای آجری، فضایی آرام و صمیمی ساخته بودند. کنار یکی از پنجره‌ها ایستادم و عکسی به یادگار گرفتم؛ عکسی که هر بار نگاهش کنم، سکوت و آرامش آن لحظه را به یاد خواهم آورد.
خانم رحیمی با حوصله و دانش فراوان، تاریخچه این کلیسا را برایمان توضیح داد. فهمیدیم که این بنا یادگاری از حضور مهندسان روس در قزوین است و سال‌هاست به عنوان یکی از آثار ارزشمند تاریخی شهر شناخته می‌شود.
ناقوس کوچک کلیسا که نامش را نیز از آن گرفته، هنوز نمادی از هویت این بنای دوست‌داشتنی است. هرچند امروز دیگر صدای ناقوسش در فضا نمی‌پیچد، اما انگار دیوارهای آن هنوز قصه‌های بسیاری برای گفتن دارند.
در فروشگاه کوچک کنار محوطه، صنایع دستی و یادگاری‌های زیبایی عرضه می‌شد. من هم یک پلاک دست‌ساز به یادگار خریدم تا یاد این بازدید شیرین همیشه همراهم باشد.
حدود یک ساعت در کلیسا و محوطه اطراف آن ماندیم. برای من، کلیسای کانتور فقط یک بنای تاریخی نبود؛ پنجره‌ای بود رو به گذشته، جایی که سکوت، آجرهای صورتی و قصه‌های ناگفته تاریخ در کنار هم تصویری فراموش‌نشدنی ساخته بودند.
✍️ 𓆩ملـــــــکه پــــــــری𓆪 👑


موضوعات مرتبط: سفرهای1405

تاريخ : پنجشنبه یازدهم تیر ۱۴۰۵ | 10:37 | نویسنده : پری |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.