[ از قزوین تا بادهای منجیل]
پس از یک روز پر از دیدنیها و تجربههای تازه، با ماشین به سمت هتل حرکت کردیم. هتل ما در شهر منجیل قرار داشت و حدود صد کیلومتر راه در پیش داشتیم. وقتی به هتل رسیدیم، طبق عادت همیشگیام قبل از هر کاری به سراغ پنجره رفتم. پرده را کنار زدم و پنجره را باز کردم. منظرهای که مقابلم بود، نفس را در سینه حبس میکرد.
در دوردست، دهها توربین بادی عظیم بر فراز تپهها ایستاده بودند؛ شاید بیش از پنجاه توربین که با شکوه و عظمت در باد میچرخیدند. از طبقه سوم هتل، ویوی بینظیری از این سازههای بزرگ و طبیعت اطراف دیده میشد. انگار باد و زمین و آسمان در کنار هم سمفونی زیبایی را اجرا میکردند.
ساعت حدود پنج عصر بود که به هتل رسیدیم. پس از جابهجا شدن در اتاقها، دوشی گرفتیم و از خستگی راه کمی استراحت کردیم تا برای روز بعد انرژی کافی داشته باشیم.
صبح روز بعد، ساعت هشت، عازم گشتوگذار در منجیل شدیم. نخست به سمت دریاچه رفتیم و در آنجا لیدر تور توضیحاتی درباره این شهر دوستداشتنی برایمان ارائه داد.
منجیل در جنوب استان گیلان و در محدوده شهرستان رودبار قرار گرفته است. این شهر به دلیل واقع شدن در تنگهای کوهستانی، یکی از مهمترین گذرگاههای طبیعی میان قزوین و رشت به شمار میرود. رودخانه سفیدرود که از میان شهر عبور میکند، عامل اصلی سرسبزی و طراوت این منطقه است و جلوهای ویژه به آن میبخشد.
منجیل را بیشتر با بادهای مشهورش میشناسند؛ بادهایی که باعث شده نخستین نیروگاه بادی ایران در این منطقه ساخته شود. توربینهای بزرگی که شب گذشته از پنجره اتاقم دیده بودم، حالا برایم معنای دیگری پیدا کرده بودند؛ نمادی از همزیستی طبیعت و فناوری.
این شهر با اقلیم خاص خود، ترکیبی از آبوهوای کوهستانی و نیمهخشک را در کنار پوشش گیاهی منحصربهفرد ارائه میدهد. وجود سرو هزارساله هرزویل، چشمههای آبگرم و نزدیکی به جاذبههایی همچون دریاچه عروس، منجیل را به مقصدی جذاب برای طبیعتگردان تبدیل کرده است.
✍️ 𓆩ملـــــــکه پــــــــری𓆪 👑
موضوعات مرتبط: سفرهای1405

