کائنات

وبلاگ من در مورد سفر نامه و زندگینامه خودم و همسرم

🌹[ صبحی در قزوین، رقصی با بادهای منجیل]آپیزود ششم :قزوین گردی

پری
کائنات وبلاگ من در مورد سفر نامه و زندگینامه خودم و همسرم

🌹[ صبحی در قزوین، رقصی با بادهای منجیل]آپیزود ششم :قزوین گردی


[ صبحی در قزوین، رقصی با بادهای منجیل]
از آنجا با میدل‌باس به سمت رودخانه زیبای سفیدرود حرکت کردیم. لیدر تور برایمان قایق موتوری گرفته بود و هر هفت نفر سوار یک قایق می‌شدیم. قایق که روی آب به حرکت درآمد، انگار همه ما چند سال جوان‌تر شدیم. صدای خنده‌ها، جیغ‌های هیجان‌زده و آوازهایی که با هم می‌خواندیم در فضای رودخانه می‌پیچید. کودک درون همه‌مان بیدار شده بود و بی‌هیچ دغدغه‌ای از لحظه‌ها لذت می‌بردیم.
قایق ما را به نزدیکی جزیره‌ای رساند و آنجا پیاده شدیم. مسیر جزیره به گونه‌ای بود که دور تا دور آن را می‌پیمودیم و دوباره به همان نقطه آغاز بازمی‌گشتیم. اما در میانه راه یک سراشیبی تند و دشوار وجود داشت. راستش دلم نمی‌خواست از آن پایین بروم؛ شیبش زیاد بود و کمی نگران بودم. در همان لحظه فرشته عزیز کنارم ایستاد، دستم را گرفت و گفت: «یواش یواش با هم می‌رویم.»
آن لحظه برایم بسیار ارزشمند بود. من معمولاً از کسی نمی‌خواهم دستم را بگیرد، اما گرمای دست یک دوست مهربان و حس همراهی‌اش، آرامش خاصی به دلم داد. در دلم گفتم بعضی آدم‌ها واقعاً شبیه نامشان هستند؛ فرشته‌اند.
حدود یک ساعت در جزیره گشتیم. در میان جزیره بقایای مجسمه‌ای از یک ملکه دیده می‌شد که گذر زمان آسیب زیادی به آن زده بود. پس از گردش، دوباره سوار قایق موتوری شدیم و دور دیگری روی آب‌های سفیدرود زدیم. نسیم خنک رودخانه و منظره‌های اطراف، زیبایی این بخش از سفر را دوچندان کرده بود.
وقتی به محل توقف خودروها برگشتیم، اتفاق زیبای دیگری در انتظارمان بود. بانوی مهربانی از خانه‌اش بیرون آمد و با لبخند گفت: «خانه من تمیز است، اگر خواستید می‌توانید از سرویس بهداشتی استفاده کنید.» ما هم دعوتش را پذیرفتیم. خانه‌اش بسیار تمیز، مرتب و دلنشین بود. هرچند اهل چای خوردن نبودیم، اما او با مهربانی برایمان شکلات آورد و با رویی گشاده از ما پذیرایی کرد.
گاهی در سفر، زیبایی فقط در طبیعت نیست؛ در قلب‌های مهربانی است که بی‌هیچ چشمداشتی در مسیرمان قرار می‌گیرند و خاطره‌ای شیرین برایمان می‌سازند. پس از خداحافظی با آن بانوی دوست‌داشتنی، سوار ماشین شدیم و راهی ادامه سفرمان شدیم.
✍️ 𓆩ملـــــــکه پــــــــری𓆪 👑


موضوعات مرتبط: سفرهای1405

تاريخ : پنجشنبه یازدهم تیر ۱۴۰۵ | 10:47 | نویسنده : پری |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.