کائنات

وبلاگ من در مورد سفر نامه و زندگینامه خودم و همسرم

بازار قزوین؛ قدم زدن در دل تاریخ و رنگ اپیزود نهم

پری
کائنات وبلاگ من در مورد سفر نامه و زندگینامه خودم و همسرم

بازار قزوین؛ قدم زدن در دل تاریخ و رنگ اپیزود نهم


بازار قزوین؛ قدم زدن در دل تاریخ و رنگ
وقتی وارد بازار سنتی قزوین شدم، احساس کردم در تونلی از تاریخ قدم می‌زنم. سقف‌های گنبدی آجری، نورهایی که از روزنه‌های کوچک بر زمین می‌تابید و صدای زندگی که در میان حجره‌های قدیمی جریان داشت، مرا به سال‌های دور برد. بازار قزوین یکی از زیباترین بازارهای تاریخی ایران است که ریشه‌های آن به دوران صفوی می‌رسد و در دوره قاجار نیز گسترش یافته است.

در میان راسته‌های بازار، حجره‌های رنگارنگ صنایع دستی چشم را خیره می‌کردند؛ از دست‌بافته‌های محلی و زیورآلات سنتی گرفته تا ظروف مسی و آثار هنری که هر کدام قصه‌ای از فرهنگ این سرزمین را روایت می‌کردند. عطر چای و قهوه از کافه‌های دنج و دوست‌داشتنی بازار به مشام می‌رسید و فضای گرم و صمیمی آن‌ها خستگی قدم زدن را از تن بیرون می‌کرد.

یکی از زیباترین بخش‌های این مجموعه، کاروانسرای سعدالسلطنه است؛ بنایی باشکوه که به دستور باقرخان سعدالسلطنه در دوران ناصرالدین‌شاه ساخته شد و امروز با حیاط‌های وسیع، حجره‌های تاریخی، کافه‌ها و فروشگاه‌های صنایع دستی، قلب تپنده بازار قزوین به شمار می‌رود. این مجموعه بزرگ‌ترین کاروانسرای سرپوشیده شهری ایران شناخته می‌شود.
در کنار یکی از ورودی‌های بازار، مجسمه برنزی زیبایی از شیخی دیده می‌شود که شتری را در آغوش گرفته است؛ نمادی دلنشین از مهربانی، همدلی و پیوند دیرینه انسان با کاروان‌ها و راه‌های تاریخی. این مجسمه برای من یکی از ماندگارترین تصاویر بازار بود؛ گویی قصه‌ای از سفرهای قدیمی جاده ابریشم را نجوا می‌کرد.
بازار قزوین فقط محل خرید نیست؛ جایی است که تاریخ، هنر، معماری و زندگی در کنار هم نفس می‌کشند. هر گام در این بازار، سفری است به گذشته‌ای که هنوز زنده و پرشور در میان آجرهای کهن آن جریان دارد.
✍️ مـــــلــکــه پـــــری 👑


موضوعات مرتبط: سفرهای1405

تاريخ : پنجشنبه یازدهم تیر ۱۴۰۵ | 10:52 | نویسنده : پری |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.