
سلام
شعر در مقام زن
زن تجلای تمام راز هاست
از ازل ،زن نقطه آغاز هاست
اوست ،مصداق دل و دلدادگی
جلوه ی، زیبایی آواز هاست
در نگاهش عشق و نفرت مستتر
اینچنین پایین و گه پرواز هاست
راز احساسش نگاه تند اوست
برق چشمانش پر از اعجاز هاست
باید از اردیدش، وضوی دل گرفت
او به باران ،همدم و دمساز هاست
یاس را همراهی اش،خوشبو نمود
بوی گل ،از روی زن ،آواز هاست
زن نمایان میکند ،احساس را
می درخشاند،رخش الماس را
زن ،پر از آلاله های دلنواز
جلوه رویایی ،عشق و نیاز
زن ،شمیم واژه ی باران و رود
نغمه های تازهای، از هر سرود
زن تنها دل، پر پرواز مرد
هیچکس ،جانانه احساسش نکرد
زن نگاه آشنای زندگیست
در کمال سادگی، بالندگی است
زن نشان مثنویهای گران
با غزل، از وی بگو ،با وی بخوان
زن نما د روشن روحی بزرگ
همچو که محکم، قوب بنیه ، سترگ
زن به یک معنا نشانی از خداست
استجابت گیری از زنها دعا
تقدیم می کنم به تمام زنانه جهان و زنان کشورم ملکه پری
موضوعات مرتبط: دلنوشته خودم ، زنان

